گاهی غمگین گاهی شاد

خاطرات

بچه های بهزیستی

یک کلمه فقط یک کلمه است

تا وقتی واقعا به چیزی میگید اعتقاد داشته باشید

عشق عشق نیست

تاوقتی که اونو از دست ندادید

یک دست میتونه اون یکی رو خوب کنه

سهیم بودن در رسیدن به یک قلب

فقط یک جرقه اتیش رو روشن میکنه

زنجیره عکس العمل هارو خواهی داشت با یک عمل کوچیک

که هرگز متوقف نمیشه

فقط بخند

و جهان خواهد خندید تنها با تو

بچه ها چند روز پیش رفتیم از طرف مدرسه به ی بهزیستی

بچه هایی رو دیدم که هوششون زیر 20 بود

واقعا اونا نیاز به کمک دارن لباساشون غذاهاشون ...

مکانی که توش بودن حتی دیواراش ی رنگ نداشت!

چرا واقعا به ازدواجی باید تن بدیم که اخرش یه بچه معلول یه بچه ناتوان از لحاظ جسمی و روحی باشه!!

بچه های اونجا همشون حاصل ازدواجای فامیلی یا مادرو پدرای معتاد یا کسایی که الکل میخورن بودن!

واقعا اونا نیاز به کمک دارن!

شماها تا یه شکست عشقی میخورین فک میکنین زندگی به پایان رسیده اصن اه ای زندگـــــــــــــــــــــــــی

والا

ولی واقعا خدارو شکر کنین که همچین زندگی هایی دارین!!!!!!

""خانه ی کم اینجاست

روی تخت های اتاقم همه هم دردمنند

و کنار مادر,که به تندیس اهورا ماند

لاله سرخ سه باقر شده پیوند میان من و تو

و به ان نور رسالت که برون امده از سینه عشق

می زداید غم فرجام را

به سراغم باز ای""

بچه ها اگر هم کمک نقدی نمیتونین حداقل بهشون سر بزنید خعلی خوشحال میشن!

 

[ ۱۳٩٢/٢/٥ ] [ ۱٢:۳٥ ‎ب.ظ ] [ parmida ] [ نظرات () ]